مازندران پیش از تاریخ :
کرانه جنوبی دریای کاسپین (دریای مازندران) از لحاظ جغرافیایی بخشی از خاور میانه نیست، بلکه دنباله جنوبی منطقه اورازیاتیک شمالی (یعنی اروپایی - آسیایی) است.این بخش که خود شامل گیلان و مازندران و گلستان است، بر خلاف فلات ایران که ظاهرا جای زاد و زیست انسانهای دوره پارینه سنگی دیرین نبوده است می تواند زادگاه و زیستگاه انسانهای نیاندرتال در دوره پارینه سنگی بوده باشد. زمستانهای ملایم و بارانهای تند و غارهای پناهگاه، این بخش را همانند جاهایی ساخته است که بازمانده های یکی از دوستان دیرینه آدمیزاده،یعنی انسان نیاندرتال، در آنجا یافته شده است (مانند جنوب فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، کریم و کرانه فلسطین)
امروز با اینکه هزاران سال از دوره نو سنگی (نئولیتیک) گذشته است،هنوز در بخشهای کرانه ای دریای مازندران و بویژه در گیلان، بازمانده های یک تمدن نو سنگی یافت می شود که رابطه نزدیکی با آغاز تمدن اروپا دارد. نوع خانه های روستایی،ابزارهای کشاورزی،اندام و چهره مردم که گونه (تیپ) اروپایی است،اهمیت جنگل و چوب و چیزهای دیگر همه یادگارها و نشانه های تمدن و روزگار نو سنگی است. عامل های طبیعی که در این روزگار نیزسرزمین مازندران را یکی از مراکز صنعت ایران و نزهتگاه مردم کشور گردانیده، سبب گردید که تمدن باستانی نو سنگی در سرزمین مازندران باز بماند و ویژگیهای اصلی خود را نگهدارد. تپه های بزرگ خاکی که امروزه در دشت مازندران دیده می شود ظاهرا جایگاه آبادی ها و دیه های باستانی و شاید نو سنگی بوده است که می تواند در حدود 3000 سال پیش از میلاد بنیاد یافته باشد.
در لایه های گوناگون دو غاری که گروه باستان شناسان آمریکایی به رهبری استاد کارلتن.س.کون در مازندران کاوش و بررسی کرده اند، چیزهای گوناگون بسیاری یافت شده است (مثلا: تکه های شکسته آوندهای سفالین ساده یا رنگ شده، ابزارهایی از سنگ چخماق زدوده، مانند سر تبر و پیکان و داس و تیغه های گونه گون، یک جفت کاسه بزرگ سنگی، ذغال، دو گونه دانه، استخوانهای جانوران رام شده یا وحشی، مانند سگ، خوک، گوسفند، بز،گاو، سگ دریایی، موش بیابانی و گونه ای آهو، تک استخوانها و استخوان بندیهای انسانی) که هر گونه ای از آنها از لحاظ باستان شناسی معنی و ارزش ویژه ای دارد.از روی این باز مانده ها و با بکار بردن روش تاریخ یابی نوین لایه ها و تاریخ های تمدنی را در آن دو غار یافته اند.

از مراکز مهم تمدن ما قبل تاریخ در مازندران می توان به غار علی تپه (با قدمت حدود 12500 سال پیش از میلاد) و غارهای هوتو و کمربند (با قدمت حدود 9500 سال پیش از میلاد) غار کمیشان، تپه باستانی قلعه کش (مربوط به عصر آهن)، تپه باستانی گردکوه (مربوط به عصر آهن)، خرابه شهر (مربوط به عصر آهن1و2) و... نام برد که نشان از تمدن هزاران ساله در این سرزمین دارد. آثار و بناهای دوره های ساسانی، اسلامی، افشاریه، زندیه، صفویه، قاجاریه، پهلوی هم که در مازندران به وفور یافت می شودکه هر کدام دارای ارزش ویژه ای هستند و مازندران را کلکسیونی از آثار و بناهای تاریخی دورانهای مختلف کرده اند. و همچنین از آثارهای ما قبل تاریخ مب توان به قبرهای گبری و دخمه های کافرکلی آمل اشاره کرد.

برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه، ایندیرا و ان پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سروده‌است: 

ای دیو  سپید  پای در بند
ای گنبد گیتی ای  دماوند 

در مورد سکونت،زندگی وتمدن در مازندران، از بررسیهایی که از غارهای کمربند و هوتو (در بهشهر) به عمل آمده، نشان داده‌است که سابقه زندگی در آن تا پیش از ۷۵ هزار سال پیش وجود داشته‌است. از این آثار چنین بر می‌آید که در این ادوار در کوهپایه‌ها و دامنه‌های شمالی البرز، هر جا که آب و هوا مساعد تر بوده، انسان‌های اولیه به شکار و گردآوری خوراک می‌پرداختند و برای این که از امنیت و آرامش بیشتری برخوردار باشند، در غارهای مذکور (از جمله غاری که در کنار جاده نکا-بهشهر در جنوب غربی روستای کُلت در اثر خاک برداری در سال ۱۳۶۹ کشف شده) به سر می‌برده‌اند، وجود آثار دوره نو سنگی در شرق مازندران حکایت از تحولات زندگی مردم در این سرزمین را دارد. 
از حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش، مردم این سرزمین همانند بعضی از انسان‌های ساکن شمال فلات ایران آمل، توانسته بودند چارپایان را رام واهلی نمایند. این تحول موجب دگرگونی در زندگی انسان‌های این خطه شده‌است. به تدریج انسان‌ها در مرحله دامداری به سوی دّره‌ها و جلگه‌ها وخاکهای آبرفتی حاصلخیز کشیده شده‌اند. با آغاز کشاورزی، زندگی به طور کلی دگرگون می‌شود. رفته رفته با بهتر شدن شرایط زندگی، غذا و مساعد بودن آب و هوا به شمار جمعیت افزوده شد و اولین روستاهای پیش از تاریخ در این خطّه شکل گرفتند. 
از دیرباز مردم این دیار در طلب معرفت و کسب دانش کوشا بوده اند.از دانشمندان و علمای این خطه می توان ابن جریر طبری، مرزبان بن رستم، شیخ طبرسی، علامه میر حیدر آملی، ملک الشعرا طالب آملی،امام فخر رازی،ابن ربن طبری و ابن فرخان طبری، سید ظهیر الدین مرعشی، آیت الله میرزا هاشم آملی، علامه جوادی آملی و حسن زاده آملی و بسیاری دیگر را که خود تالیفات گرانبهایی در علوم فقه، حدیث، تفسیر، تاریخ، رجال، هندسه، هیئت، طب و غیره به جا گذاشته اند نام برد. از نظر آداب و رسوم اغلب شهرهای مازندران شباهت زیادی با سایر شهرهای ایران دارند. در این استان در بیشتر شهرها مراکز فرهنگی از قبیل دانشگاهها و مراکز فنی و تربیت معلم دایر است و تعداد زیادی از جوانان سایر استانها برای ادامه تحصیل به مازندران می آیند.
بناها و یادمانهای تاریخی:مازندران به خاطر موقعیت اقلیمی و منطقه ای از گذشته های دور مورد توجه گروه های مختلف انسانی بوده است.مستندات تاریخی و نتایج حاصله از بررسی ها و کاوش های باستانی نشان می دهد که منطقه مازندران در عصر حجر قدیم (دوره پارینه سنگی)محل سکونت انسانهای اولیه بوده است. کشف اسکلت سه انسان در غار هوتو نزدیک بهشهر که حدودا هفتاد و پنج هزار سال قبل از میلاد می زیسته اند، دال بر صحت این مدعا است. 
مازندران در گذر زمان 
پيش از ورود آرياييان به ايران و مازندران مردم بومي اين منطقه از راه شكار و گله داري امرار معاش مي‌كردند. مطالعات باستان شناسي در غارهاي كمربند و هوتو بهشهر حضور انسان در مازندران را به حدود 9500 پيش از ميلاد مي‌رساند. آريايي نژادان مهاجرت خود را از سرزمين هاي شمال شرقي مرزهاي كنوني ايران در حدود هزاره سوم پيش از ميلاد آغاز كردند، با بوميان در آميختند يا بر آنان فائق آمدند. مازندران كنوني بخشي از سرزمين گسترده‌تري است كه در متون تاريخ از آن با نام «فرشوادگر» ياد كرده اند. 
محققان، مازندران و گيلان را به سبب هم جواري و نيز به سبب اوضاع طبيعي و جغرافيايي مشابه، عموماً با هم نام مي‌برند و همه مناطقي كه در جنوب درياي مازندران و ميان آذربايجان و خراسان قرار دارند را يك ناحيه مي‌دانند . از اين حدود در زمان هخامنشيان در كتيبه بيستون نام پتشواريش ضبط شده است. طبري ها و مردها تيره هاي ساكن اين ناحيه همواره به عنوان بهترين تيراندازان در جنگ هاي شاهان هخامنشي با دولت هاي ديگر معرفي مي‌شوند. 
استرابن جغرافيانويس يوناني اين محدوده را به صورت «پرخوافرس» نام مي‌برد. طبري ها ومردها در جنگ داريوش سوم با اسكندر مقدوني در «گوگمل» حضور چشمگيري داشتند و مسئول نگاهباني شاهنشاه و خاندان او بودند. اسكندر فاتح ايران نتوانست از طريق جنگ طبرستان را تسخير كند. 
طبرستان به علت وضعيت خاص اقليمي از ايام باستان جايگاه و پايگاه اقوام خاندان هاي حاكم بود. نخستين كسي كه در نوشته هاي مورخان به عنوان حاكم طبرستان از او ياد شده اتوفرادات يا فرهاد پارتي است. طبرستان به علت نزديكي با سرزمين و دولت پارت تا انقراض اشكانيان عملاً زير استيلاي دولت اشكاني قرار داشت. در زمان دولت ساساني نيز شاهنشاهي اين ناحيه به فرمان يك شاه بود. چنانچه وقتي اردشير بابكان به تخت نشست، اداره اين قسمت از ايران به دست «گشنسف شاه» يا «جسنسف شاه» بود. 
واژه مازندران كه از نظر جغرافيايي بخش بزرگي از طبرستان بوده است. در حوالي سده هفتم هـ.ق جانشين نام طبرستان شد.
سلسه هاي مشهوري كه اغلب همزمان سرزمين مازندران را در دوره اسلامي در اختيار داشتند، با ذكر شاهان ، افراد شاخص و زمان حكومتشان عبارتند از:  
1-آل قارن از سال 50 قبل از هجرت تا سال 224 هـ.ق ، محدوده حكومت اين سلسله اغلب جبال مازندران بود و افراد شاخص آن عبارتند از: قارن پسر سوخرا، ونداد هرمز پسر سوخرا، مازيار پسر قارن.
2-سلسله آل گاوباره از سال 40تا 144 هـ. ق شاهان اين سلسله اغلب در دشت مازندران و گرگان حاكم بودند افراد مشهور آن عبارتند از: دابويه پسر گاوباره، سارويه پسرفرخان بزرگ، اسپهبد خورشيد پسر دادمهر.
3-شعبه ديگري از سلسله آل گاوباره با نام پادوسپانان كه قلمرو حكومتشان غرب مازندران و رويان، نور، كجور و لاريجان بود. از سال 40 تا 1002 هـ.ق (عهد شاه عباس كبير صفوي، نزديك به يكهزار سال) پادشاهان مشهور اين سلسله پادوسيان اول پسر گاوباره شهريار ابن پادوسيان ، ملك بهمن آملی پسر كيومرث بودند. 
4-پادشاهان باوند يا اسپهبدان از 45 تا 397 هـ.ق باونديان به سبب حكومت در جبال مازندران يعني قسمت‌هاي سوادكوه و دودانگه كنوني ساري (فريم) ملك جبال خوانده مي‌شدند.
مشهورترين ملوك اين سلسله «باو» نوه «كيوس» برادر انوشيروان ساساني، اسپهبد شروين پسر سرخاب شهريار پسر شروين بودند. 
5-آل وشمگير يا آل زيار از سال 316 تا 470 هـ.ق ؛ محدوده حكومت اين سلسله شرق مازندران بود و شاهان مشهور آن مرداويج پسر زيار، قابوس ابن وشمگير شمس المعالي، گيلانشاه پسر كيكاوس بودند.
6-مرحله دوم حكومت باونديان موسوم به اسپهبدان باوند از 466 تا 606 هـ.ق ؛ اين سلسله بعد از تسلط بر آل زيار سرزمين طبرستان را متصرف شد. پادشاهان معروف آن اسپهبد حسام الدوله شهريار پسر قارن، شاه غازي رستم پسر علاءالدوله بودند. 
7-باونديه معروف به كينخواريه (دوره سوم سلاطين آل باوند) از سال 647 تا 750 هـ.ق ؛ حكام اين سلسله بر نواحي آمل فرمانروايي داشتند و شاخص ترين آنها عبارتند از حسام الدوله اردشير ابوالملوك تاج الدوله يزد گرد. 
8- سادات حسني و حسيني و مرعشيان بر خلاف نمايندگان خلفا كه مي‌خواستند مازندران را به قدرت شمشير خويش بگشايند از راه تبليغ دين ومذاهب تشيع توانستند در بين طبقات مردم اين سامان رسوخي عاطفي داشته باشند. تا اينكه پس از استقرار پايه هاي قدرت اقدام به خروج كردند و حدود 750 سال در نواحي مختلف آمل، ساري، و جبال تسلط يافتند و فرمانروايان دودمان هاي محلي نيز به سبب علايق مذهبي وجود و تظاهر آنها را تحمل مي‌كردند. مشهورترين اين سلسله از سادات مازندران عبارتند از حسن بني زيد (داعي كبير)، ‌ناصر كبير (ناصر الحق)، مير قوام الدين مرعشي در آمل که اولین مرکز تشیع جهان را بنا کرده اند، سادات مرتضايي در هزار جريب. 
9-ديگر سلسله ها: در طول هزاره اول هجري هم زمان با حكومت دودمان هاي متعددي كه از آنها نام برده شد، دست اندازیهاي ديگر هم از سوي فرمانروايان نواحي ديگر ايران و خارج از ايران به مازندران به عمل آمد كه اهم آنها عبارتند از:
طاهريان، صفاريان، سامانيان ،‌غزنويان و همچنين تيموريان كه دوران تسلط و جنگ و گريزشان كوتاه بود. 
10-از دوره صفويه به بعد زمان حكومت هاي ملوك الطوايفي در مازندران به سرآمد و اين سرزمين رسماً تابع حكومت مركزي ايران شد. شاهان صفوي، افشاري، ‌زندي و قاجاري مازندران را به عنوان ايالتي از ايلات ايران در اختيار داشتند. 
بررسی هایی درباره جغرافیای تاریخی مازندران
نخستین اطلاعات ما از مردمان و منطقه جنوب دریای کاسپین (دریای مازندران) از نوشته های بازمانده چندین تن از جغرافی نگاران و تاریخ نویسان و دانشمندان بیگانه، بویژه یونانی، مانند هرودوت، استرابن، گزنفون، بطلمیوس، پلوتارک، دیودور، آریان و کنت کورث به دست می آید.
از لحاظ جغرافیایی، در نوشته های این نویسندگان نام واحدی بر همه یا بخشی از سرزمین مازندران(نامهایی مانند تپورستان،هیرکانیا،گرمانیا) نیامده است. ایشان به وصف جغرافیایی کوتاهی از این منطقه و بردن نام اقوامی که در آنجا و سرزمین های پیوسته بدان می زیسته اند،اکتفا کرده اند.
ریشه واژه مازندران و تاریخ پیدایش و دگرگونی آن به درستی دانسته نیست و درباره معنای این نام که ظاهرا از آغاز سده هفتم هجری (سیزدهم میلادی) و روزگار تاخت و تاز مغولان جانشین نام کهن تر “طبرستان” شده و تاکنون نیز پایدار است. کهن ترین جایی که واژه مازندران در آن به کار رفته است، شاهنامه فردوسی است. بسیاری از حادثه های افسانه ای شاهنامه در مازندران روی داده، که مهمترین و درازترین آنها هفت خان رستم زال است. رستم برای یافتن و رهانیدن کی کاووس، پادشاه ایرانیان، که در بند دیوان مازندران بود، از زابلستان به مازندران سفر کرد و پس از گذار از هفت مرحله پهلوانی نمایان(مانند کشتن اژدها، گرفتار کردن یک پهلوان محلی به نام اولاد، کشتن ارژنگ دیو و ...)، کاووس و بازماندگان سپاه ایران را آزاد کرد.
فردوسی شهرهای حقیقی مازندران را مانند تمیشه و ساری و آمل به سرگذشتها و حوادث کما بیش افسانه ای خود در آمیخَته است. مثلا می گوید که فریدون بیشه تمیشه را نشستگاه خود ساخت، در این بیت:    
                                                                               
ز آمل گذر سوی تمیشه کرد                            نشست اندر آن نامور بیشه کرد

توضیح بیش از این در باره تاریخ مازندران از حوصله این مقال خارج است و تا همین حد برای استفاده گردشگران و جهانگردان کافیست. برای کسب اطلاعات جامع و کامل درباره تاریخ سرزمین باستانی مازندران به کتاب “تاریخ مازندران”  تالیف  “اسمعیل مهجوری” و یا کتاب “تاریخ مازندران باستان”  تالیف  “طیار یزدان پناه لموکی” مراجعه کنید.

mazandaran1.jpg

سخن از كهن سرزمين سبز و زرخيز مازندران است كه چون نگيني زيبا بر پيشاني شمال ايران مي درخشد. استان مازندران در گذشته طبرستان و در كتابهاي پيشين تپورستان خوانده مي شد و آن بدليل اقامت استراپو ( تاپوران ) دركوههاي مازندران بود و بعد ها نام تپورستان به طبرستان تبديل شد.


مازندران كنوني بخش كوچكي از سرزمين گسترده تري است كه جغرافيا نويسان دوران هاي گذشته از آن با نام ( پتيسخوارگر) يا ( فرشوارگر) ياد كرده اند. آن سرزمين ناحيه اي بود ميان آذربايجان و خراسان، پيشينه آن به دوران هخامنشي باز مي گردد. اين نام دركتيبه بيستون به صورت (پتشواريش) آمده است!
عده اي معتقدند كه مازندران شهرت خود را مديون ( فردوسي ) است . كهن ترين جائي كه اين واژه ( مازندران ) در آن بكار رفته است (شاهنامه فردوسي) است. 
بسياري از حادثه هاي افسانه اي شاهنامه در مازندران روي داده كه مهمترين و بلندترين آنها ( هفت خوان رستم) مي باشد. رستم براي يافتن و رهانيدن كيكاووس پادشاه ايرانيان كه در بند ديوان (ديوهاي) مازندران بود ، از زابلستان به مازندران سفر كرد و پس از هفت كار پهلواني نمايان (مانند كشتن اژدها، گرفتار كردن يك پهلوان محلي اولادنام ، كشتن ارژنگ ديو) ، كاووس و بازماندگان سپاه ايران را آزاد گردانيد.
براي سرزميني كه نشانه ها و آثار بازمانده در آن، قدمت حضور انسان را تا حدود (سي و پنج هزار سال پيش يا هفتاد و پنج هزار سال) در پيش دارد ، تعيين حدود دقيق و حتي نام ثابت آن دشوار مي باشد. هفتاد و پنج هزار سال پيش از ميلاد در نواحي بهشهر كنوني ساكنيني بوده اند و براي زيستن، ادوات و ابزاري مي ساختند. از غارهاي ( علي تپه ) و (كمربند) نزديك بهشهر كنوني و غار ( هوتو) نزديكي ( تريجان ) و غار ( رستم قلعه ) و نيز غار ( كلره ) نزديك رستم قلعه تحقيقات باستانشناسي مربوط به دوران پيش از تاريخ انجام شد و از اين غارها ، ابزار و آلات شكار _ چكش سنگي _ تبر دستي و ابزارهاي ديگري بدست آمد كه با اندكي صيقل از ناهنجاريهاي آن كاسته بودند. ظروف سفالين كه يافتند ناشناخته مي باشد و در آزمايشي كه به روش كربن 14 ، از جمجمه ي يك دختر 12 ساله به عمل آمد ، آشكار شد كه در آن دوره انسان ( نئاندرتال ) مي زيست . زندگي اين نوع انسان با توجه به ابزار شكاري كه پيدا شد ، بي ترديد با شكار مي گذشت .
سابقه سكونت در مازندران
در مورد سكونت،زندگي وتمدن در مازندران،از بررسيهايي كه از غارهاي كمربند و هوتو(در بهشهر)به عمل آمده،
معلوم مي شود كه شرايط زندگي انسانهاي دوره پارينه سنگي ميانه و پارينه سنگي جديد در اين استان نيز 
نظير ديگر مناطق فلات ايران بوده است.از اين آثار چنين بر مي آيد كه در اين ادوار در كوهپايه ها و دامنه هاي 
شمالي البرز،هر جا كه آب و هوا مساعد تر بوده،انسانهاي اوليه به شكار و گردآوري خوراك مي پرداختند و 
براي اينكه از امنيت و آرامش بيشتري برخوردار باشند،در غارهاي مذكور(از جمله غاري كه در كنار جاده 
نكا-بهشهر در جنوب غربي روستاي كُلت در اثر خاك برداري در سال 1369 كشف شده) به سر مي برده اند،
وجود آثار دوره نو سنگي در شرق مازندران حكايت از تحولات زندگي مردم در اين استان را دارد.
از حدود 10000 سال پيش،مردم اين سرزمين همانند بعضي از انسانهاي ساكن فلات ايران،توانسته بودند 
چارپايان را رام واهلي نمايند.اين تحول موجب دگرگوني در زندگي انسانهاي اين خطه شده است.به تدريج 
انسانها در مرحله دامداري به سوي دّره ها و جلگه ها وخاكهاي آبرفتي حاصلخيز كشيده شده اند.با آغاز
 كشاورزي،زندگي به طور كلي دگرگون مي شود.رفته رفته با بهتر شدن شرايط زندگي،غذا و مساعد بودن 
آب و هوا به شمار جمعيت افزوده شد و اولين روستاهاي پيش از تاريخ در اين خطّه شكل گرفتند.
مازندران فعلي كه از غرب به استان گيلان،از شرق به استان گلستان،از جنوب به رشته كوههاي البرز و
 استانهاي سمنان.تهران و قزوين و از شمال به درياي مازندران محدود است.در طول تاريخ،شاهد وقايع و 
اتفاقات فراوان سياسي،اجتماعي و فرهنگي بوده است.در اهميت سر گذشت وقايع تاريخي اين استان،
كافي است كه گفته شود هيچ يك از مناطق ايران به اندازه اين خطّه،شاهد رويدادهاي تاريخي نبوده اند.
به همين سبب است كه نويسندگان و مورخان ايراني و خارجي،فراز و نشيب هاي تاريخي اين سرزمين را 
در كتاب هايي به رشته تحرير در آورده اند.از آثار نويسندگان خارجي درباره مازندران،تاريخ مازندران و استرآباد
 تاليف رابينو،و از آثار نويسندگان ايراني،تاريخ طبرستان(تبرستان) و رويان و مازندران تاليف مير ظهيرالدين 
مرعشي،و مازندران از قديم ترين ايام تا به امروز،نوشته دكتر محمد مشكور را مي توان نام برد.اما اينكه نام
 مازندران از چه زماني در اين خطّه متداول شد اختلاف نظر وجود دارد.بعضي از مورخان معتقدند از زمان ابن 
اسفنديار و ياقوت،بجاي استرآباد كلمه مازندران بكار برده شده است عده اي هم تاريخ استعمال كلمه مازندران 
را از قرن چهارم هجري قمري به بعد مي دانند.
چشمه عمارت بهشهر 
اين بنا متعلق به دوره صفويه ميباشد كه در دو طبقه احداث گرديده و در حال حاضر طبقه همكف و جزري از 
طبقه دوم باقي مانده است در وسط عمارتِ همكف مظهر چشمه قرار دارد كه آب آن از چهار سمت توسط 
جويهايي از داخل بنا به خارج آن سرازير و وارد حوضها و جويهاي اطراف آن گرديده و بوسيله نهرهاي اصلي 
به خارج از باغ هدايت مي شده است 
برج آرامگاهي امامزاده طاهر مطهر
اين بناي آرامگاهي واقع در روستاي هزار خال بخش كجور در شهرستان نوشهر قرار دارد
بنايي است چهار ضلعي با كتيبه هاي آجري و تزئينات كه در سال( 829) ه ق به دست ملك كيومرث بن 
بيستون استندار ساخته شده است
قلعه ملك بهمن
اين قلعه از قلعه هاي عظيم البرز ميباشد كه در جاده هراز بخش لاريجان و مشرف به قريه شاهان دشت
 در 75 كيلومتري جنوب آمل قرار دارد اين قلعه متعلق به حكام پادوسبان ميباشد كه در سال (45 الي 1005)
 ه ق به رويان نور و كجور و رستمدار حكومت داشته اند بناي قلعه بر روي صخره اي حدود 220 متر بالاتر از
 سطح اراضي شاهاندشت از لاشه سنگهاي بزرگ و كوچك و ملات گچ ساخته شده كه بصورت طبقه طبقه
 و شامل اتاقها و قسمتهاي مختلف ساختماني است
آرامگاه سه سيد مير حيدر آملي 
اين مكان مدفن ابولقاسم پسر ابولحسن الروياني است كه در قرن (6) ه ق وفات يافته است
در طي قرون هشتم و نهم هجري قمري سه تن از سادات و عرفا در اين محل مدفون گرديدند كه يكي از 
آنها علامه مير حيدر آملي ميباشد كه از متفكران و مشاهير شيعه بوده است باني اين مكان سيد عزالدين
 بن سيد بهاالدين آملي است.
مکانهای دیدنی مازندران:
شاید خیلی‌ها استان سرسبز و زیبای مازندران را با دریا و جنگل‌های انبوه آن می‌شناسند اما حقیقت این است که این‌ها تنها گوشه ای از مناظر طبیعی و جاذبه‌های گردشگری این استان شمالی کشور است که به عنوان بهشت گردشگران مطرح است به طوری که در حال حاضر بسیاری از جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و مذهبی و حتی بسیاری از جاذبه‌های طبیعی این استان برای گردشگران ناشناخته مانده است در حالی که با معرفی این مناطق ناشناخته، می‌توان شاهد توسعه گردشگری در این استان گردشگرپذیر بود. در حال حاضر در هر شهر و هر روستای مازندران، علاوه بر زیبایی‌های مناظر طبیعی که در طبیعت بکر و بی بدیل این استان نهفته است می‌توان سراغ یک بنای تاریخی، فرهنگی و یا مذهبی را گرفت که ناشناخته مانده است بنابراین در همین راستا برای آشنایی بیشتر خوانندگان عزیز به برخی از مهم ترین جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی شهرستان‌های مختلف استان مازندران به صورت مختصر اشاره می‌کنیم.

جاذبه‌های گردشگری ساری 
ساری به عنوان مرکز استان مازندران، وسیع ترین شهرستان این استان محسوب می‌شود که شمال آن به دریا و جنوب آن به مناطق جنگلی و کوهستانی متصل است. از مهم ترین جاذبه‌های گردشگری مرکز مازندران می‌توان به مجموعه تاریخی فرح آباد مربوط به دوره صفوی که در ۳۰ کیلومتری این شهرستان و در روستایی به همین نام و در ساحل دریا قرار دارد اشاره کرد و برج رسکت مربوط به قرن پنجم هجری، برج آرامگاهی امامزاده عباس، برج آرامگاهی امامزاده یحیی و برج آرامگاهی امامزاده سلطان مربوط به قرن نهم هجری، مسجد جامع ساری، خانه کلبادی، حمام وزیدی و آب انبار مربوط به دوران قاجاریه اشاره کرد، از سوی دیگر بیشتر قریب به اتفاق پلاژها و اماکن رفاهی آموزشی دستگاه‌های اجرایی دولتی و وزارت خانه‌ها در سواحل دریا در شهرستان ساری واقع شده است و جنگل‌های انبوه، دریا و مناظر واقع در حاشیه سد سلیمان تنگه یا شهید رجایی، از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری این شهرستان محسوب می‌شوند.
بهشهر 
بهشهر در شرق مازندران واقع شده است و به عنوان وسیع ترین و پرجمعیت ترین شهرستان شرق استان محسوب می‌شود و یکی از تاریخی‌ترین شهرستان ‌های کشور است و غار کمربند هوتو و گوهر تپه رستم کلا در این منطقه، دارای شواهد تاریخی و ماقبل تاریخی است. از مهم ترین جاذبه‌های گردشگری این شهرستان می‌توان به مجموعه تاریخی عباس آباد مربوط به دوران صفویه، غار باستانی هوتو واقع در روستای تروچن، قلعه پلنگان در شمال بهشهر، عمارت باغ شاه در شهرداری فعلی، کاخ صفی آباد و شبه جزیره طبیعی میانکاله به عنوان موزه حیات زنده اشاره کرد.
قائم شهر 
قائم شهر از شهرستان‌های مرکزی مازندران است که به دلیل استقرار صنایع نساجی در آن، به عنوان شهرستانی کارگری محسوب می‌شود ضمن آن که یکی از شهرستان‌های قطب در زمینه تولید انواع محصولات کشاورزی به ویژه مرکبات به شمار می‌رود. از مهم ترین جاذبه‌های گردشگری این شهرستان می‌توان به تپه باستانی قلعه کشمربوط به عصر آهن، تپه باستانی گرد کوه، برج آرامگاهی نوایی مربوط به قرن نهم هجری و پارک جنگلی تلار واقع در جاده نظامی‌ اشاره کرد.

سوادکوه 
سوادکوه با فاصله ۸۰ کیلومتری از مرکز استان در جنوب مازندران قرار دارد، سوادکوه با استان تهران از طریق شهرستان فیروزکوه مجاور است و به عنوان شهرستانی کوهستانی محسوب می‌شود. پل تاریخی ورسک در این شهرستان قرار دارد و غار اسپهبد خورشید و قلعه کنگلو مربوط به دوره ساسانی، قلعه چهل در و برج لاجیم مربوط به قرن نهم هجری، پل شاهپور مربوط به دوران صفوی و پارک جنگلی جوارم و منطقه ییلاقی آلاشت و جنگل‌های جاده زیر آب، از مهم ترین جاذبه‌های گردشگری این شهرستان تاریخی محسوب می‌شوند.
بابل 
بابل با نام اولیه بار فروش یکی از شهرستان‌های تجاری مازندران است که با استقرار ۳ دانشگاه بزرگ دولتی در آن و دانشگاه‌های متعدد آزاد اسلامی، غیردولتی و جامع علمی ‌کاربردی، به صورت شهری دانشگاهی درآمده است. از مهم ترین جاذبه‌های گردشگری این شهرستان می‌توان به مقبره سلطان محمد طاهر، مقبره درویش فخرالدین مربوط به قرن نهم هجری، مسجد کاظم بیک و پل آ جری محمد حسن خان مربوط به دوران قاجاریه و ییلاق بند پی اشاره کرد.
آمل 
آمل با استقرار ۸۰ درصد صنایع مازندران در آن به عنوان صنعتی ترین شهرستان این استان محسوب می‌شود و به دلیل قرار گرفتن جاده هراز به عنوان دروازه ورودی مازندران از سمت تهران است. از مهم‌ترین جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی شهرستان آمل می‌توان به دخمه‌های سنگی کافرکلی در منطقه آب اسک آمل مربوط به دوران پیش از اسلام، قلعه ملک بهمن در منطقه لاریجان مربوط به دوران ساسانی، امامزاده عبدا... مربوط به قرن هشتم هجری، برج آرامگاهی ناصرالحق و امامزاده ابراهیم مربوط به قرن‌های نهم و دهم هجری، برج آرامگاهی میرحیدر آملی، بقعه میربزرگ آملی مربوط به دوران صفوی، برج آرامگاهی شمس طبرسی و قلعه دماوند، دره و دریاچه سدلار، آبگرم لاریجان، آبگرم شاهاندشت، آبشار نوا و پارک جنگلی میرزا کوچک خان اشاره کرد.
نوشهر 
نوشهر بندری در غرب مازندران و اقتصاد آن برپایه فعالیت‌های بندری، صنایع مرتبط با حمل و نقل، گردشگری و کشاورزی است و اداره کل منابع طبیعی غرب مازندران و دانشگاه افسری نیروی دریایی در این شهرستان ساحلی واقع شده است، مهم ترین جاذبه گردشگری این شهرستان پارک جنگلی سی سنگان است که با اتصال جنگل، دشت و دریا به هم، منظره ای بدیع را به تماشا می‌گذارد.از دیگر جاذبه‌های گردشگری این شهرستان، می‌توان به دریاچه خضرنبی، دیو چشمه، بقعه سیدمحمد کیاسلطان و بقعه آرامگاهی امامزاده طاهر مطهر در بخش کجور مربوط به قرن‌های هفتم و نهم هجری و موزه کندلوس واقع در روستای کندلوس اشاره کرد.
چالوس 
این شهرستان به دلیل واقع شدن بخش ییلاقی کلاردشت در آن، به عنوان یکی از زیباترین شهرستان‌های مازندران محسوب می‌شود و پایه اصلی اقتصاد آن که در ۱۸۰ کیلومتری مرکز استان قرار دارد، برپایه گردشگری است. از مهم ترین جاذبه‌های گردشگری شهرستان چالوس می‌توان به امامزاده حقانی مربوط به دوره تیموریان، بقعه امامزاده فضل و فاضل مربوط به دوران اسلامی، کاخ چایخوران، عمارت شاه چشمه، پل زغال، بنای نهارخوران، دریاچه ولشت، پارک جنگلی فین، تله کابین نمک آبرود و ییلاق کلاردشت با زیبایی‌های منحصر به فرد آن اشاره کرد.

تنکابن تنکابن با قابلیت‌های کشاورزی در زمینه‌های تولید مرکبات، برنج و انواع گل و گیاهان زینتی در ۲۲۰ کیلومتری ساری واقع شده و در مناطق کوهستانی آن دارای مناطق بکر و بدیعی هم چون ارتفاعات ۲ هزار و ۳ هزار است که هر انسانی را به تفکر در خلقت این زیبایی‌ها وامی‌دارد. از مهم ترین جاذبه‌های گردشگری تنکابن می‌توان به قلعه تنکا،پل خشتی، قلعه گردن مربوط به دوره صفوی و آب معدنی فلکده، غار دانیال، قلعه سیالان، دشت دریاسر، آبشار فرهادجوی، پارک جنگلی چالدره و موزه تاریخی تنکابن اشاره کرد.
رامسر 
رامسر به عنوان آخرین شهرستان مازندران در غرب این استان واقع شده است و به طور تقریبی ۲۷۰ کیلومتر با ساری به عنوان مرکز استان فاصله دارد. از مهم ترین جاذبه‌های تاریخی این شهرستان می‌توان به هتل قدیم و جدید رامسر، قلعه مارکو مربوط به قرن ششم هجری، پارک جنگلی صفارود، جواهرده و جنگل دال خانی اشاره کرد.
نور 
این شهرستان از یک طرف به دریا و از طرف دیگر به کوه‌ها و جنگل‌های انبوه متصل است که از جمله مهم ترین جاذبه‌های گردشگری آن می‌توان به قلعه پولاد، خانه نیما، برج آرامگاهی شاهبالوزاهد، آبشار آب پری، لاویج، پارک جنگلی کشپل و پارک جنگلی نور اشاره کرد.

نیما یوشیج 
نیما در سال ۱۲۷۶ هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد. پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد در مدرسه از بچه ها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و به شعر گفتن به سبک خراسانی مشغول گشت.
در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ رساند.
از معروف ترین شعرهای نیما می توان به شعرهای افسانه، آی آدمها، ناقوس، مرغ آمین اشاره کرد. نیما در ۱۳ دی ۱۳۲۸ چشم از جهان فروبست.

دکتر پرویز ناتل خانلرى شاعر، ادیب و مترجم 
دکتر پرویز ناتل خانلرى فرزند میرزا ابوالحسن خان در اسفند ماه سال ۱۲۹۲ خورشیدی در شهرستان نور مازندران به دنیا آمد. دوره متوسطه را در تهران (دارالفنون) به پایان برد و تحصیلات عالیه را در دانشسراى عالى و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک لیسانس شد. سپس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدریس ادبیات فارسى در دبیرستان هاى رشت و تهران پرداخت. در طى این دوران، دکتراى خود را در رشته زبان و ادبیات فارسى گرفت خانلری در سال ۱۳۴۴ خورشیدی بنیاد فرهنگ را تأسیس کرد که در مدت فعالیت این بنیاد بیش از سیصد عنوان کتاب چاپ و نشر شد.
دکتر خانلرى یکى از شاعران توانا و نویسنده اى بزرگ به شمار مى رود. در عین حال وی یکى از پیشگامان دستور زبان فارسی بود. دستور زبانى که وى نوشته است از معتبرترین دستورهایى است که در زبان فارسى نگاشته شده و در زمان خود تحولى بزرگ ایجاد کرد. از کارهای ارزنده دیگر وی جمع آوری اصطلاحات علمی بود، یک کتاب علمى شامل ۱۴ هزار لغت، دو کتاب اصطلاحات پزشکى و چند کتاب دیگر حاصل این تلاش پرثمر وی بودند.
از آثار دکتر خانلرى میتوان از ترجمه دختر سروان از آثار پوشکین، مست اثر گی دو موپاسان، سفید و سیاه اثر ولت، طوفان اثر ویلیام شکسپیر، تحقیق بنیادى در عروض و قافیه و چگونگى اوزان غزل، غزلهاى خواجه حافظ شیرازی، وزن شعر فارسی، ماه در مرداب، مجموعه شعر، ترانه هاى منتخب رباعیات شاعران مشهور، تاریخ زبان فارسى در ۵ جلد، دستور زبان فارسی، دیوان سمک عیار، روانشناسى و تطبیق آن با اصول پرورش، تاریخ ایران پیش از اسلام، تاریخ ایران بعد از اسلام، حدود سیصد مقاله در مجله سخن نام برد.
دکتر پرویز ناتل خانلرى این شخصیت ممتاز ادبى ایران که خدمات او به فرهنگ، ادب و زبان فارسى انکارناپذیر است. در شهریور سال ۱۳۶۹ خورشیدی چشم از جهان فرو بست.

سلمان هراتی ( شاعر )
در سال ۱۳۳۸ در روستای فرودشت از توابع خرم آباد تنکابن  بدنیا آمد .وی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش  به اتمام رسانید و برای گذراندن دوره متوسطه در خرم آباد تنکابن، در رشته ادبی به ادامه تحصیل پرداخت. وی کار جدی شعر را از سال ۱۳۵۸ درحوزه اندیشه هنر اسلامی شروع نمود. آنچه بسیار قابل تامل و تعمق است نگرش این شاعر واتکا به پشتوانه های مذهبی در شعر است. بدین صورت که نه تنها در یک شعرش، بلکه در اکثر اشعارش به مسائل و روایات اسلامی و مذهبی چشم داشته و به ویژه به امام قائم (عج ) نیز توجه فراوانی داشت. وی در سال ۱۳۶۵ دار فانی را وداع گفت.

استاد اسماعیل بن میرزا شریف بن ملا ابراهیم بار فروش
یکی از استادان مهم ارکان شعر و ادب مازندران بود. وی در توانایی بیان و قدرت طبع و ابداع معانی بسیار ماهر و استاد بود. آثار وی عبارتند از: دیوان قصاید و مثنوی ها، کتاب باقیات الصالحات در مدح ائمه اطهار و رساله تهذیب الاخلاق. تاریخ فوت استاد در سال ۱۳۰۳ هجری قمری اتفاق افتاد و حدود ۵۷ سالگی در بابل در گذشت.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی

پس از پایان دروس دوره ابتدایى در سال ۱۳۲۵ شوق آموختن معارف اسلامى و علوم الهى وى را به حوزه علمیه آمل کشاند. در این حوزه، ادبیات، شرح‌لمعه، قوانین، شرایع، امالى شیخ صدوق و … را از محضر استادانى چون آیة‌ الله فرسیو، آیة‌الله غروى، شیخ عزیز‌الله طبرسى، آقا ضیاء آملى، شیخ احمد اعتمادى، حاج شیخ ابوالقاسم رجایى، شیخ شعبان نورى و پدرش میرزا ابوالحسن جوادى آموخت.
در سال ۱۳۲۹ به تهران رفت و با راهنمایى آیة‌ الله حاج شیخ محمّد‌تقى آملى، تحصیلات خود را در مدرسه مروى تهران ادامه داد. در آنجا رسائل و مکاسب را از محضر استادان شیخ اسماعیل جاپلقى، حاج سیّد عباس فشارکى و شیخ محمّد‌رضا محقّق فرا گرفت و از درس هیئت، طبیعیّات اشارات، بخش‌هایى از اسفار و شرح منظومه آیة ‌الله شعرانى بهره برد. همچنین در درس تفسیر قرآن، بخشى از شرح‌منظومه، بخش‌هاى الهیات و عرفان اشارات و مبحث نفس اسفار آیة‌ الله الهى قمشه‌اى شرکت کرد و شرح‌فصوص‌الحکم را از محضر آیة‌ا لله فاضل تونى و درس خارج فقه و اصول را از محضر آیة ‌الله محمّدتقی آملىآموخت.
در سال ۱۳۳۴ با تشویق آیة‌ الله محمّد‌تقى آملى، براى تکمیل تحصیلات به حوزه علمیه قم هجرت کرد. در آنجا مدتى از درس خارج فقه آیة ‌الله ‌العظمى بروجردى استفاده کرد و بیش از دوازده سال در درس خارج فقه آیة‌ الله محقّق داماد و حدود هفت سال در درس خارج اصول حضرت امام‌خمینى «ره» حضور یافت. وى همچنین حدود پنج‌سال در درس خارج آیة‌ الله میرزا هاشم آملى شرکت کرد. امّا به دلیل علاقه وافر به علوم عقلى و قرآنى، از همان ابتداى ورود به قم رابطه علمى خود را با فیلسوف و مفسّر بزرگ قرن، علامه طباطبایى آغاز کرد که این ارتباط تا آخرین لحظات عمر پُربرکت آن بزرگوار ادامه یافت. برخى از دروسى که از محضر ایشان آموخت، عبارت است از: بخش‌هاى نفس و معاد اسفار، درس خارج اسفار، الهیّات و برهان شفا، تمهید‌القواعد، علم حدیث، تفسیر قرآن کریم، شرح اشعار حافظ، تطبیق فلسفه شرق و غرب  وبررسی فلسفه های مادی.
پس از اتمام تحصیلات، فعالیت‌هاى ایشان بر تدریس و نشر معارف الهى متمرکز گردید و در سطوح و دوره‌هاى مختلف، شرح‌اشارات، شرح‌تجرید، شرح‌منظومه، شواهد‌الربوبیّه، التحصیل، شفا، دوره کامل اسفار، تمهید‌القواعد، شرح‌فصوص‌الحکم، مصباح‌الأنس، درس خارج فقه، تفسیر موضوعى قرآن، تفسیر ترتیبى قرآن را تدریس نمود. اکنون نیز درس‌هاى تفسیر قرآن، خارج فقه و خارج اسفار ایشان ادامه دارد.

حضرت آیت الله شیخ جلال الدین علامه حائری

مادر مکرمه وی، مرحومه سیده زهرا دختر آیت الله حاج سید ابراهیم طبا طبایی مجتهد اصفهانی (ره) پسر عموی استاد المجتهدین آیت الله العظمی سید محمد فشارکی (ره) می باشند که از طرف مادر از سادات حسنی هستند. او که از خانواده علم و تقوی و زنی عابده و فاضله بود، در تربیت فرزند خود سعی فراوان نمود. کوشش مادر و استعداد شگرف کودک، باعث شد که در ۷ سالگی قرآن مجید را ختم کرده و بسیاری از سوره ها را نیز حفظ کند.
در کودکی به همراه پدر در مجالس درس بزرگانی چون حاج میرزا حسین میرزا خلیل تهرانی (ره) و میرزا حبیب الله رشتی (ره) حاضر می شد تا انفاس قدسیه علما در روحش اثر کند و معارف دین با جانش عجین گردد.  آن عالم بزرگ، پس از طی تحصیلات مقدماتی، سطوح عالیه را نزد پدر ارجمندش و عمو و جد بزرگوارش و سایر فقها فرا گرفت. آنگاه به راهنمایی جد گرانقدرش و عمویش شیخ محمد حسن برهانی که بعد ها در دادگستری ایران به مستشاری دیوان کشوررسیده و سپس شغل وکالت داد گستری را برگزیده بود، راهی نجف اشرف گردید و این در حالی بود که پدرش آیت الله شیخ علی علامه (ره) مدتها قبل راهی بابل و در آنجا ساکن گشته بودند
شیخ جلال الدین، پس از ورود به نجف اشرف ، از حوزه درس فقها و مراجع بزرگی چون آیت الله سید محمد فیروزآبادی (ره)، آخوند ملا محمد علی خوانساری (ره) و آیت الله شریعت اصفهانی  (ره) بهره های فراوان برد و به کمالات علمی و عملی و معارف عالی نائل گشته واز سر چشمه های زلال فقاهت، خود را سیراب ساخت. معظم له پس از عمری پر برکت و سرشار از صداقت و خلوص و خدمت، سرانجام در چهارم آذر ماه ۱۳۵۷ ه.ش. دار فانی را وداع گفته و پس از تجلیل و احترام شایسته از سوی مومنین و دوستداران علم و فقاهت، در آستانه امام زاده قاسم بابل مدفون گردیدند.

حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد حسن معروف به شیخ کبی

تحصیلات مقدماتی چون ادبیات و منطق و غیره را درحضور اساتید بزرگوارقزوین فرا گرفت. آنگاه برای کسب فقه و اصول، در محضر فقها ی عالیقدر شیخ محمد صالح برغانی حائری ( م۱۲۷۱) و برادر گرانقدرش شهید برغانی (۱۲۶۳) حاضر شد و سطوح عالی فقه و اصول را فرا گرفت و همچون فلسفه و عرفان الهی را در محضر پدر والامقامش آموخت. پس از کسب استفاده از بزرگان قزوین وجهت نیل به مقامات عالی علمی، راه عتبات عالیات را در پیش گرفت و وارد شهر مقدس کربلاشد. معظم له در مدت اقامت در عراق در حوزه های علمی کربلا و نجف اشرف در محفل علمی شخصیتهای ارزشمند و بزرگ شیعه حضرات آیات عظام مولی محمد تقی هروی اصفهانی ( ره )  (متوفی ۱۲۹۹ه.ق )، شیخ محمد حسن صاحب جواهر (ره)، فاضل اردکانی  (ره)، سید محمد باقر حجه الاسلام شفتی( ره )، شیخ حسن برغانی حائری و علمای دیگر شرکت جست و در رشته های مختلف علوم اسلامی چون فقه، اصول، رجال، کلام و تفسیر بهره های مختلف برد و به مقام رفیع اجتهاد دستیافت. پس از رسیدن به مقام رفیع اجتهاد، جهت اقامه وظایف دینی و خدمت به مومنین، راهی قزوین شد و پس از مدتی کوتاه، دست به هجرتی دیگر زده و عازم شهر بابل گردید و پس از ورود به بابل از سوی مردم شریف آن سامان مورد استقبال شایانی قرار گرفت.
سر انجام آن زعیم عالیقدر و مجتهد فرهیخته، پس از عمری با برکت و سرشار از معنویت و خدمت که بیش از یک قرن بوده است، در ماه شوّال سال ۱۳۴۵ قمری دار فانی را وداع گفته و به دیار معبود شتافت. پیکر مطهرش با حضور دستجات مختلف عزاداری و سینه زنی  و با حضور علمای اعلام و حتی اقلیتهای مذهبی منطقه، با شکوه خاصّی تشییع و در مسجد محدثین بابل در کنار مقبره عالم بر جسته مولی محمد نصیرمعروف به ملا نصی (ره) مدفون گردید.

حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد صالح علامه حائری ماز

محمد صالح بعد از پشت سر نهادن دوران طفولیت ادبیات عرب را از محضر برادران فاضل و ادیب، مولی علی معروف به «سیبویه » و مولی عباس معروف به «اخفش» فرا گرفت.وی که از نوابغ ادب و هنر می باشد از دوران کودکی طبع شعری حساسی داشته است . بطوریکه در همان ایام تحصیل ادبیات، الفیه ابن مالک را تخمیس نموده اند و به محضر اساتید فن عرضه داشتند.
پس از تکمیل ادبیات سطوح عالیه چون شرح لمعه رسائل و مکاسب ریاض، اسفار، منظومه سبزواری و شرح مطالع را نیز به کمک پدر ارجمند و برادر فاضلش آیت الله شیخ علی علامه حائری (ره) و دیگر اساتید بزرگ کربلا فرا گرفتند  آن بزرگوار بخاطر علاقه فراوان به علوم عقلی، رشته حکمت و علوم ومعقول را نیز از محضر مرحوم ملا اسماعیل بروجردی فرا گرفت تا آنکه خود حکیمی صاحب نظر گشته و چنانچه در تألیف خواهد آمد آثار ذیقیمتی را در علوم عقلی از خود به یادگار نهاد. تلاش علمی و ذوق سرشار شیخ محمد صالح توجه همه صاحب نظران را بخود جلب کرده بود. معروف است که آن جناب در ۱۶سالگی به مقام رفیع اجتهاد نائل آمد و آوازه اش درهمه مجامع علمی پیچید. به هر حال آن بزرگوار پس از ۱۲سال  اقامت در نجف اشرف و کسب اجازات روایتی، بعلت ابتلاء به درد شدید چشم، کرسی تحقیق و تدریس نجف را رها کرده و در سال ۱۳۲۴ قمری عازم ایران گردید. پس از ورود به تهران، مدتی به خود پرداختند، آنگاه راهی وطن اجدادی خود یعنی شهرستان بابل گردیدند. معظم له پس از اقامت در بابل به امر اقامة جماعت و ترویج احکام شریعت و تهذیب نفوس مستعده می پرداختند.
معظم له در بابل ضمن آقامه شعائر دینی با تکیه برکرسی تدریس از جمله در مدرسه صدر به تربیت و پرورش شاگردان زیادی همت گماشت و فضلای زیادی را از چشمه جوشان علم ومعرفت خود سیراب ساخت که اکثر علمای بابل در آن سالها از محضر ایشان تلمذ نموده و جزء شاگردان ایشان می باشند .  سرانجام پس از عمری خدمت و تلاش و زندگی پربار و پر مشقّت، چراغ عمر این فقیه فرزانه و افتخار عالم اسلام خاموش گردید و وی در تاریخ ۲۱ دیماه ۱۳۵۰ش. برابر با ۱۳۹۱ ق. ودر سن ۹۳ سالگی دار فانی را وداع گفته و به ملکوت اعلی پیوست.

فقیه وارسته آیت الله العظمـى حـاج میـرزا هـاشـم آملی
آیت اله العظمـى حـاج میـرزا هاشـم آملى در سال ۱۳۲۲ ه. ق، در روستای پردمه لاریجان از توابع شهرستان آمل در استان مازندران دیده به جهان گشـود، تحصیلات مقـدماتـى را در آمل از جناب ثقه الاسلام آقا شیخ احمـد آملـی و حجت الاسلام آقا سیـد تـاج فـرا گـرفت. در آستـانه سـال ۱۳۳۵ ه. ق، که سیزده بهار از عمـر شریف ایشان گذشته بـود به تشویق و ترغیب یکى از بستگان، زادگاه خـود را به عزم تحصیل در تهران ترک گفت. در اقامت ده ساله خـود در ایـن مرکز علمـى، پـس از فراگیرى شرح لمعه و قـوانیـن، تـوانست سطـوح عالى را ازاستاید برجسته وقت فـرا گیـرد. در فلسفه و اشارات و اسفار و الهیات در حـوزه درس، مرحوم میرزا یـدالله نظر پاک و در دروس دیگـر از محضـر مـرحـوم میرزا محمد رضا فقیه لاریجانى و سید محمـد تنکابنـى و حجت الاسلام آقا شیخ حسیـن آملى و حاج شیخ علـى لـواسانـى  و میرزا عبـدالله غروى بهره هاى وافر برد عزیمت به قم در سال ۱۳۴۵ ه. ق براى تکمیل معلـومات رهسپار حـوزه علیمه قـم شد.
ایشان در هفتـم اسفنـد ماه سال ۱۳۷۱ ه ش برابر با چهارم رمضان ۱۴۱۳ ه ق، دیده از جهان فرو بست.

استاد حبیب الله بدیعی 
استاد حبیب الله بدیعی موسیقیدان برجسته ایرانی، آهنگساز و ویلونیست، فرزند على محمد، به تاریخ ۴ فروردین ۱۳۱۲در سرزمین اسپهبدان، استان هنرپرور مازندران در شهر سوادکوه در خانواده ای هنر دوست به دنیا آمد. پدر وی از خرده مالکان منطقه بوده و دوتار می نواخت. دوساله بود که خانواده اش به ساری نقل مکان کرد. کشش و علاقه وی به موسیقی از دوران خردسالی همگان را شگفت زده کرده بود. بدیعى دو سال اول ابتدایى را در سارى گذراند، و پس از آن به تهران رفته و در مدرسه پانزده بهمن تحصیلات خود را پى گیرى کرد. پس از پایان تحصیلات متوسطه، در رشته زمین شناسی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داده و موفق به اخذ لیسانس میگردد. از سال ۱۳۲۶ نزد دکتر لطف الله مفخم پایان ( به مدت سه سال ) و استاد صبا (به مدت دو سال) آموزش و یلون می بیند و یک سال هم نزد چینگوزیان از ارامنه قفقاز به آموزش موسیقی کلاسیک می  پردازد.  حبیب الله بدیعى در نواختن دستگاه ها و گوشه هاى آواز، قدرت و توانایى قابل ملاحظه اى داشته و در آهنگسازى ونوازندگى داراى سبک خاصى بود. که هر یک از آثار وی از شیوایى و لطافت کم نظیرى برخوردار است.  بدیعی از سال ۱۳۲۹به عنوان تکنواز با بر نامه موسیقى ارتش همکارى کرد. و سال بعد بود که که رسماً وارد ارکستر ابراهیم منصورى شد.
سال ۱۳۴۳ به عضویت شورای موسیقی رادیو انتخاب شد، از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۱ ریاست اداره موسیقی رادیو را به عهده داشت. سال ۱۴۵۸ به عضویت شورای واحد موسیقی درآمد که به غیر از او مرتضى حنانه، على تجویدى و حسینعلى ملاح هم در آن عضو بودند. بدیعی رهبری ارکسترهای ۲, ۴ و ۶ و ارکستر باربد و نکیسا را هم به عهده داشت. بدیعی در سال ۱۳۷۱ بر اثر بیماری قلبی درگذشت و در جوار امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

امامعلی حبیبی: 
برنده اولین مدال طلای المپیک ورزش ایران
امامعلی حبیبی در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در روستای درزی کلا، از توابع شهرستان بابل در مازندران زاده شد. از دوران نوجوانی به کشتی گیری( که تقریبا در تمام روستاهای گیلان و مازندران سنتی ماندگار از دوران کهن می باشد) علاقه داشته و همیشه آماده پیکار بود، در جوانی ضمن کار در شهرداری قائم شهر(شاهی) اوقات فراغت را با پشتکار به تمرین کشتی می پرداخت. بعداً به تهران آمده و زیر نظر مربی نامدار کشتی ایران حبیب الله بلورچی به طور جدی به تمریناتش ادامه داد. جسارت و سرعت عمل در میدان از ویژگیهای کشتی حبیبی بود.
تا سال ۱۹۵۶ ایران هرگز در هیچ رشته ای برنده مدال طلای المپیک نشده بود،حبیبی با کسب مدال طلا در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن این طلسم را شکست، و از آن پس همه (مردم و مطبوعات) وی را ببر مازندران می نامیدند. در المپیک ملبورن دومین طلای ایران نیز نصیب جهان پهلوان تختی گردید. در مسابقات جهانی سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۲ نیز حبیبی موفق به کسب مدال طلا گردید. در مسابقات جهانی ۱۹۶۱ در یوکوهامای ژاپن بود که ایران برای اولین بار به مقام قهرمانی جهان در رشته کشتی آزاد دست یافت. پس از کسب اولین طلای المپیک برای ایران در ملبورن، شاهکار دیگر حبیبی در مسابقات جهانی سال ۱۹۵۹ بوقوع پیوست.

اسماعیل مهجوری ( مورخ)
مرحوم اسماعیل مهجوری فرزند مرحوم شیخ هدایت ا… ساروی در سال ۱۲۷۳ هجری شمسی در یک خانواده روحانی شهر ساری متولد شد. تحصیلاتش را در مدرسه ملی ساری فرا گرفت و سپس به مدرسه سلیمان خان رفت و به تحصیل ادبیات فارسی و مقدمات عربی پرداخت.
اثر ارزنده ایشان تألیف تاریخ مازندران می باشد که در این کتاب تاریخ مازندران را از دورترین زمان تا عصر حاضر مورد بررسی قرار داد و با دقت و کنجکاوی موفق به انجام این مهم گردید. کتاب دیگر ایشان گویش های مازندران نام دارد که در سال ۱۳۵۳ هجری _ شمسی به کوشش فرزندش چاپ گردید.

حسین اسلامی ( نویسنده و محقق و مورخ)
اسلامی در سال ۱۳۲۶ در ساری متولد شد. از آثار چاپ شده وی: تاریخ دو هزار ساله ساری، جغرافیای تاریخی ساری، دانشوران ساری، همکاری در تالیف دائره المعارف بزرگ مازندران، تاریخ مازندران، تاریخ معاصر ساری، ساری در دو انقلاب( انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی) . او در حال حاضر از پیش کسوتان عرصه علم و فرهنگ و احیا کننده تاریخ مازندران است. که برای احیای فرهنگ و زبان و تاریخ مازندران کوشش و تلاش فراوان می کند.

دکتر ذبیح ا… صفا (‌نویسنده)
در ۱۶ اردیبهشت ۱۲۹۰ شمسی در شهمیرزاد( مکانی واقع در میان مازندران و سمنان) دیده به جهان گشود. پدرش سید علی اصغر صفا در بابل به حرفه بازرگانی اشتغال داشت. دکتر صفا دوره ابتدایی را در بابل و بقیه تحصیلاتش را در تهران به پایان رساند. وی در اردیبهشت سال ۱۳۷۸ در اروپا درگذشت.
از معروف ترین آثار ایشان: گاه شماری و جشن های ملی ایرانیان، نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام الملک طوسی و تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان فارسی و همچنین گنج سخن را می توان نام برد.

محمد تقی دانش پژوه ( نویسنده)
محمد تقی در سال ۱۲۹۰ شمسی در شهر آمل متولد شد. تحصیلاتش را در آمل ، تهران و قم به انجام رساند. از آثارش  ترجمه النکت الاعتقادیه، ترجمه مصادقه الاخوان، رساله امامت خواجه طوسی، جامع التواریخ رشیدی،  معتقد الامامیه، بحرالفوائد.

ابوجعفر محمدجریر طبرى
ابوجعفر محمدجریر طبرى مولف تاریخ ۱۶ جلدى «اخبارالرسل و الملوک» در فوریه ۹۲۳ میلادى (۳۰۱ خورشیدى) از این دنیا رفت. اثر مهم او به «تاریخ طبرى» معروف است. محمدجریر از مردم طبرستان (تپورستان – مازندران) بود که علاوه بر تاریخ بسیار مفصل خود، چند تالیف و تفسیر دیگر هم دارد.

سید ظهیرالدین مرعشی
سید ظهیر الدین مرعشی به سال ۸۱۵ ه ق در آمل بدنیا آمد. اواز دانشمندان عصرخویش محسوب شده و کتابی نیز در انساب سادات مرعشیه تالیف کرده است.
هم چنین دو اثر عمده به نام های تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمیان دارد این مورخ برجسته سرانجام به سال ۸۹۲ ه. ق دارفانی را وداع گفت.